ترامپ به دنبال یک باجگیری استعماری وحشیانه در غزه است
به گارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ «طرح صلح» ترامپ هرگز بهطور واقعی اجرا نخواهد شد – و هرگز هم قرار نبود اجرا شود. این طرح تنها ابزاری است برای توجیه ادامه جهنمِ زندگی در غزه.
رسانههای غربی دو سال است با رژیم اسرائیل در کارزار ویرانی بیمحابای غزه شریک بودهاند. اکنون ایالات متحده – با اجازهٔ شورای امنیتِ مرعوبشدهٔ سازمان ملل – دونالد ترامپ را بر ویرانههای غزه منصوب کرده است.
همچون امپراتوری رومی، رئیسجمهور آمریکا با یک اشاره میتواند سرنوشت مردم غزه را تعیین کند. هر تصمیم او انگشت رو به بالا یا پایین «صلح» نامیده خواهد شد.
احتمالاً همراه اصلی ترامپ در این نمایش فاسد، تونی بلر، نخستوزیر سابق بریتانیا خواهد بود؛ همان کسی که بیش از ۲۰ سال پیش، در همراهی با جرج بوشِ پسر، در تهاجم غیرقانونی به عراق شرکت کرد و در اشغال فاجعهبار آن کشور نقش داشت.
این لحظه چنان عجیب و هولناک است که حتی طنز هم قادر به بیان آن نیست.
پایان کامل نظم حقوقی بینالمللی
نابودی غزه تنها زمانی ممکن شد که نظم حقوقی بینالمللی نظمی که پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست برای جلوگیری از فجایع بعدی ایجاد شد –از درون تهی گردید.
شورای امنیت هفته گذشته با رأی ۱۳-۰ «طرح صلح» ترامپ را تأیید کرد؛ تنها روسیه و چین جرئت کردند رأی ممتنع بدهند.قضات دیوان کیفری بینالمللی و کارشناسان سازمان ملل – از جمله فرانچسکا آلبانیز – منزوی، تخریب و حتی توسط دولت ترامپ تحریم شدهاند و هیچکس نیز به دفاع از آنها برنخاسته است.
آلمان کشوری که ۸۰ سال پیش از جنایات نازیها به یک دولت طردشده تبدیل شده بود امروز در نادیده گرفتن همان قوانین پیشتاز است. این کشور دوباره ارسال سلاح برای اسرائیل را آغاز کرده و ادعا میکند حالا که اسرائیل در «آتشبس» فریبکارانهٔ ترامپ فلسطینیهای کمتری میکشد، این اقدام توجیه دارد.
اما همین چهارشنبه، اسرائیل مجدداً آتشبس را نقض کرد و با حملات هوایی بیش از ۳۰ نفر را کشت، از جمله ۲۰ زن و کودک.
«صلح» فعلی حتی به اسرائیل اجازه میدهد ۵۸٪ نوار غزه را بهعنوان «منطقه سبز» خالی از سکنه، برای آیندهای نامعلوم اشغال کند؛ و در همان حال، روزانه خانوادههایی را که در خرابههای «منطقه قرمز» پناه گرفتهاند بمباران کند. ورود غذا، دارو و حتی سرپناه موقت نیز هنوز توسط رژیم اسرائیل مسدود میشود.
چالشهای قطعنامه ۲۸۰۳
قطعنامه ۲۸۰۳ سازمان ملل عملاً ترامپ را «ارباب فئودال» غزه میکند.او «هیئت صلح»ی تشکیل میدهد که به گفته خودش «متشکل از قدرتمندترین و محترمترین رهبران جهان» خواهد بود. این هیئت دستکم دو سال – و در عمل احتمالاً بسیار بیشتر – بر سرزمین ویرانشده غزه «قدرت حاکمیتی» خواهد داشت: تعیین حکومت، مرزها، بازسازی و اقتصاد.
به این ترتیب، نظارت بر سیستم کنترل استعماریای که رژیم اسرائیل از اواخر دهه ۶۰ میلادی بر غزه اعمال کرده – سیستمی که دیوان بینالمللی دادگستری آن را سال گذشته غیرقانونی اعلام کرد – رسماً به آمریکا منتقل میشود.
این اکنون یک اشغال مشترک آمریکا–اسرائیل است.
آمریکایی که اکنون سرنوشت غزه را در اختیار دارد، همان آمریکایی است که دو سال گذشته اسرائیل را تا دندان مسلح کرد؛ سلاحهایی که غزه را با خاک یکسان کردند، دو میلیون نفر را آواره کردند و به کشتاری منجر شدند که همهٔ نهادهای حقوقبشری آن را «نسلکشی» خواندهاند.
طرح «صلح» ترامپ شبیه این است که یک کودکآزار سریالی محکومشده را مدیر یک مدرسه ابتدایی کنند.تحت این طرح هیچ نیروی حافظ صلح سازمان ملل در غزه مستقر نخواهد شد، زیرا حضور آنان بهسرعت ماهیت این فریبکاری را آشکار میکرد.
بهجای آن، یک «نیروی بینالمللی تثبیت امنیت (ISF)» تحت نظارت پنتاگون و ترامپ از ژانویه مستقر میشود.
خلع سلاح حماس و ادامه اشغال
سال گذشته دیوان بینالمللی دادگستری حکم داد اسرائیل باید «به سرعت» از تمام سرزمینهای اشغالی، از جمله غزه، عقبنشینی کند. در ظاهر هماهنگ با این حکم، چند کشور اروپایی مانند بریتانیا و فرانسه فلسطین را به رسمیت شناختند.اما با حمایت از قطعنامه ۲۸۰۳، هر دو کشور بهآسانی از وعدهشان عقب نشستند.
شرط تشکیل کشور فلسطین این است که تشکیلات خودگردان که سالهاست به یک دولت ویشی مدرن در کرانه باختری تبدیل شده برنامهای مبهم از «اصلاحات» را بپذیرد.با این حال، بنیامین نتانیاهو همین هفته تکرار کرد که «هرگز اجازه تشکیل کشور فلسطین را نخواهد داد».
رژیم اسرائیل نیز موظف به خروج از غزه نیست تا زمانی که نیروهای چندملیتی مستقر شوند و ارتش اسرائیل مدعی شود «نقاط عاریسازی» از سلاح تکمیل شدهاند.اما هیچ کشوری مایل نیست مسئولیت خلع سلاح حماس را بپذیرد.
ترامپ اعلام کرده نه نیروی زمینی آمریکا وارد غزه خواهد شد، نه آمریکا در بازسازی هزینهای میکند:«آمریکا از ابتدا روشن کرده که فقط میخواهد طرح بدهد، نه اینکه هزینه کند.»
برنامههای اولیه برای اعزام نیروهای اروپایی نیز «غیرواقعبینانه» توصیف شد. کشورهای مسلمان نیز نمیخواهند در خلع سلاح تنها نیروی مقاوم در برابر نسلکشی مشارکت کنند.
حماس پس از رأیگیری شورای امنیت بیانیهای صادر کرد و یادآور شد که مطابق قوانین بینالمللی، «سپردن نقشهای امنیتی و خلع سلاح مقاومت به نیروی بینالمللی، بیطرفی آن را از بین میبرد و آن را شریک اشغال میکند.»
تا آن زمان، اسرائیل بهطور یکجانبه به اقدامات خود ادامه خواهد داد.
پیوند با باندهای تبهکار
ISF ادامه همان طرحی است که امسال با ایجاد «بنیاد بشردوستانه غزه» (GHF) آغاز شد؛ نهادی شبهنظامی که جایگزین سازمانهای مسئول توزیع غذا شد.«هستههای کمکرسانی» این بنیاد بهسرعت به میدانهای کشتار تبدیل شدند: بیش از ۲۶۰۰ فلسطینی که در صف کمک ایستاده بودند، کشته و دستکم ۱۹هزار نفر زخمی شدند.
شرکت پیمانکار نظامی UG Solutions که قبلاً اعضای باندهای ضدمسلمان آمریکایی را بهعنوان «نگهبان» در غزه بهکار گرفته بود، اکنون دوباره نیرو جذب میکند.وظیفه ISF نه مهار ارتش اسرائیل، بلکه خلع سلاح کامل مقاومت فلسطین است؛ در حالی که اسرائیل روابط خود را با باندهای جنایتکار فلسطینی گسترش میدهد.
این باندها یک سال است که با حمایت اسرائیل محمولههای اندک کمک را سرقت میکنند و اسرائیل این سرقتها را به حماس نسبت میدهد.اکنون این روابط قرار است نظاممندتر شود. رسانههای عبری گزارش دادهاند ارتش اسرائیل باندها را پشت «خط زرد» میان مناطق سبز و قرمز «حفاظت» میکند. هر فلسطینی دیگری که نزدیک شود، هدف قرار میگیرد.
این هفته گروهی محدود از خبرنگاران اجازه یافتند به «مرکز هماهنگی نظامی-مدنی» وارد شوند؛ مقر مشترک آمریکا، اسرائیل، اروپا و چند کشور عرب.هیچ نمایندهٔ فلسطینی در آن نبود.
این مرکز را آریه لایتستون اداره میکند؛ همان کسی که در دولت اول ترامپ از نزدیکان دیوید فریدمن، سفیر آشکارا صهیونیست آمریکا بود.لایتستون احتمالاً نقش «پل برمرِ» جدید را ایفا خواهد کرد؛ همان حاکم منصوب آمریکا در عراقِ پس از اشغال.
در این مرکز حتی مجبور شدهاند برای تازهواردها دورهای با عنوان «حماس چیست؟» برگزار کنند.روزهای کاری نیز با نام فجایع بزرگ غزه نامگذاری شدهاند: «چهارشنبههای تندرستی» برای بررسی نابودی بیمارستانها و مدارس، و «پنجشنبههای تشنگی» برای رسیدگی به نابودی زیرساختهای آب.
سرنوشت منطقه سبز و قرمز
پیش از رأیگیری سازمان ملل، آمریکا تصمیم گرفت فقط در منطقه سبز (منطقه تحت کنترل اسرائیل) بازسازی انجام دهد.منطقه قرمز در حال حاضر «به حال خود رها میشود».
قرار است آمریکا چیزی بهنام «جوامع امن جایگزین» بسازد؛ در واقع اردوگاههایی برای نگهداری فلسطینیها.اسکان در این مناطق تنها برای کسانی ممکن است که ثابت کنند هیچگونه ارتباطی با حماس ندارند؛ این یعنی بخش بزرگی از جمعیت عملاً محروم خواهند شد.
هر جای دیگر غزه «غیرامن» اعلام میشود؛ و اسرائیل همچنان میتواند با توجیه وجود حماس، آن مناطق را بمباران کند.
این روند اسرائیل را قادر میسازد یک جامعه پارهپاره و مملو از بیاعتمادی ایجاد کند؛ جامعهای که در آن همکاری با اشغالگر، امتیاز محسوب میشود.
جهنمی که «صلح» نامیده شده است
واقعیت این است که طرح صلح ترامپ هرگز عملی نخواهد شد و اصلاً هدف آن اجرا نیست.غزه پیش از نسلکشی نیز یکی از متراکمترین مناطق جهان بود. چگونه میتوان اکنون جمعیت دو میلیونی باقیمانده را در نیمهٔ ویرانشدهٔ این سرزمین جای داد، در حالی که بیمارستان و مدرسهای باقی نمانده؟
این طرح صرفاً راهی است برای ادامهدادن به جهنم غزه تحت پوشش «صلح».بهجای افسران اسرائیلی که در تلویزیون دروغهای آشکار درباره «هدف قرار دادن فقط حماس» تکرار میکنند، اکنون مقامهای آمریکایی با روابطعمومی حرفهایتر ظاهر میشوند تا توضیح دهند چرا در «بهبود اوضاع» شکست میخورند.
هرکسی که اجازه ورود به منطقه سبز را پیدا نکند «تروریست» معرفی میشود. هر خانوادهای که در منطقه قرمز با بمبهای آمریکایی کشته شود «مرتبط با حماس» قلمداد خواهد شد.
رسانههای غربی در بازدیدهای تحت کنترل از «جوامع امن» آرام خواهند شد، در حالی که اکثریت فلسطینیها در زمستان پیش رو بدون پناهگاه و کمکرسانی رها میشوند و همچنان زیر بمباران خواهند بود.
این تنها «صلحی» است که ترامپ پیشنهاد میکند.